تو باغچه حیاطمون , درخت سیب نداشتیم
به جاش به خاطر شما , نهال اونو کاشتیم
همسایه ما به خدا , آدم بداخلاقیه
یه پاسبون اخمو با سبیل چخماقیه
خواسته بودیم دزدی کنیم یه دونه سیب براتون
یه دونه نه , ده تا فقط واسه اون چشاتون
اما دل ما می دونید یه کمی ترسو شده
چشمامونم مدتیه , یه خورده کم سو شده
دیوار همسایه مونم , بلنده تا آسمون
قد ما بش نمیرسه , نداریمم نردبون
صب می کنین تا این نهال یه خورده پا بگیره ؟
یه نیم نگاهش می کنین یه خورده نا بگیره ؟
شکوفه هاشو می کنم فرش میون راتون
قشنگیاش فدای اون یه لحظه نیم نگاتون
چشماتونو هم بزنین نهاله قد کشیده
رو شاخه هاش پر شده از سیب سرخ رسیده
خودم براتون میارم , یه سیب سرخ تازه
گوربابای همسایه که دیوارش درازه
تا مارو دارین غم دنیا مال دشمناتون
این سیبه رو گاز بزنین , قربون دندوناتون ..
* دنباله نویس :
- این شعرو ! با نیم نگاهی به شعر زیبای مرحوم حمید مصدق سرودم ...
مثه قندی ,
که تالاپ ,
گم میشی تو چایی داغ ,
مثه سیبی ,
که تولوپ ,
می افتی از درخت باغ ,
مثه ماهی ,
که شالاپ ,
میشینی رو دامن آب ,
مثه صبحی ,
که شولوپ ,
می افتی رو چشمای خواب ,
مثه سایه ای
جوونه می زنی یهو رو تن من
مثه شبنمی ,
که پهنه روی بستر چمن ,
مثه صبح جمعه ای ,
پر از صدای , جیک و جیک ,
مثه بوی خوشی تو ,
شبیه بوی , عطر بیک ,
تو مثه صدای سازی ,
پر فراز و پر نشیب ,
تو مثه , یک شوکولات سبزی با ,
مزه سیب ,
تو شبیه رویش یک , لوبیا , تو باغچه ای ,
مثه اون آینه ای که ,
نشسته روی , طاقچه ای ,
.....
نه که عاشقت باشم , نه
اینا یک , ترانه اس
اینا فک کن که یه جور ,
بازی بچه گانه اس ,
تو برو قایم شو ... من ,
سر می ذارم , رو دفترم ,
نمی خواد بهم بگی :
- ببخشیدا ... , باید برم .
مثلا برو قایم شو
مثلا , سر می ذارم
تو برو دنبال زندگیت ,
منم ,
باید ,
برم ..... !
ادامه نوشت :
- از همه دوستانی که تولدمو تبریک گفتن به هر طریق و غیر طریق ممنونم ؛ ایشالله عروسی دومادیشون جبران می کنم .
- این شعر بالا یادی از گذشته بود ...
